محمد بن على بن محمد شبانكاره اى

153

مجمع الانساب ( فارسى )

آن زمان شبانكاره محقر ولايتى بود شهر و پادشاه خانه ، ولايت جوشناباد بود و چهار قلعهء محكم داشت كه هرگز از دست شبانكارگان نرفته بود يكى قلعهء اصطهبانان و يكى قلعهء اصطهيار و يكى قلعهء رمبته و يكى قلعهء جوشناباد [ گشناباد ] و آن همه شوكت شبانكارگان از براى استوارى اين چهار قلعه بود و كوتوالان بر آن جاى ممكن . پس چون منكوبرس نماند و جاولى نيست شد و روزگار سلجوقيان روى در تراجع نهاد - چنان كه ذكر رفت - و هركسى طمع در مملكتى كردند اكثر اتابكان ملوك سلجوق بعضى بر رى و بعضى بر عراق و بعضى بر آذربادگان و بعضى بر فارس مستولى شدند نظام الدين حسن ديگر باره به طمع مملكت فارس به فستجان آمد آوازه رسيد كه تراكمه سلغرى مملكت شيراز را فرو گرفتند مقتداى ايشان سنقر بن مودود . نظام الدين طمع از ملك شيراز منقطع كرد كه لشكر [ ش ] صد يك لشكر تراكمه نبود عزيمت كرد كه باز جوشناباد رود . روزى در اين كوه كه امروز قلعهء دارالامان است به شكار برنشسته بود و اين آب كه از شيف به بدره مىآيد بديد و او را خوش آمد آنجا تقدير قلعه‌اى محكم كرد و در آن چند ماه مهندسان را فرمود تا رسم قلعه نهادند و بناى باره و خندق و سور بنهاد و محلات و خانه‌ها را بنياد كرد و بعضى به اتمام رسانيد . و چون تمام شد يكى از پسران خود به كوتوالى معين فرمود و خود با قوم به جوشناباد مراجعت كرد . و چون اين قلعه بدست آمد شبانكارگان را قوتى پيدا شد و بر صوب استيلايى و تسلطى مىكردند ملوك شيراز هرچند به دفع ايشان مىكوشيدند ميسر نمىشد و بنياد حرب و جدل فارس و شبانكاره از آن وقت است . و بنياد قلعه در سنهء سبعين و اربع مائه بوده . و چون نظام الدين را عمر از هشتاد برگذشته بود و بناى كارها را ضبطى داده و شبانكارگان نيك مستولى ، هم در آن روزگار به جوار حق رحلت كرد و در جوشناباد مدفون شد . الملك سيف الدين هزارسب بن حسن چون نظام الدين نماند از وى فرزندان ماندند همه شايسته اما مستعد و